نذر علی اصغر(ع)
امیرحسینم همایش شیرخوارگان علی اصغر(ع) امسال حس و حال دیگری داشت. نگاهم از نگاهت کنده نمی شد وقتی مادرت سربند علی اصغر را بر پیشانیات بست. چه بزرگ است این اسم و چه زیباست این لباس. نگاهم را به لرزه وا می دارد نگاهت و بند از دلم پاره می کرد سفیدیگلویت و چشمانم را پر اشک می کرد برق چشمانت و تو شگفت زده به عزاداران عاشق حسینی مینگریستی و هزاران شیرخوار هم سن ات که حالا همه شبیه علی اصغر(ع) شده بودند. تو و هزاران مثل تو فدای حضرت علی اصغر(ع) امیرحسینم تو زاده لطف حسینی، امیری حسین و نعم الامیر و چه زیبا بود آن مناجات آخر یا صاحب الزمان فرزندم را نذر ياري قيام تومي کنم براي ظهور نزدي...
نویسنده :
مصطفی
15:04


